حاج ملا هادي السبزواري
95
شرح مثنوى
مستمع : مراد هادى و معلم است كه اوصاف و خواص عقل را تعريف مىكند و مع ذلك نمىشناسد . شيخ عطار راست كه : دانش نفست نه كار سرسرست گر به حق دانا شوى دانى كه چيست يكى از معانى مَن عَرَفَ نَفسَه عَرَفَ رَبّه ( 1 ) آن است كه هر كه شناخته نفس خود را اول بايد شناخته باشد رب خود را تا آن معرفت اول ميزان معرفت نفس شود . ( ( 1120 ) ) جان ز پيدايى و نزديكى است گم * چون شكم پر آب و لب خشكى چو خم ن 55 17 - ك 25 16 جان ز پيدايى : چنان كه شيخ رئيس حكما در وصف نفس مىفرمايد : محجوبة عن كل مقلة عارف و هى التي سفرت و لم تتبرقع ( ( 1121 ) ) تا نبينى سبز و سرخ و بور را * كى ببينى پيش از اين سه نور را ن 55 18 - ك 25 17 تا نبينى سبز و سرخ : تا نبينى تعينات را و نور حق مطلق بينى . كى ببينى : مثال ديگر براى ظهور نور حق پيش از ظهور هر چيزى نور حسى است كه رنگها و همهء شكل و هيئتها را به او مىبينند و از ديدن او غافلند و در حكمت مقرّر است كه : مبصر اولًا و بالذات نور است و ثانياً رنگ است و باقى بالعرض مبصرند . پس همچنين رنگهايى كه ماهيات امكانيه و تعينات اعتباريهاند به وجود حقيقى مطلق ظاهرند و آن وجود ظاهر بالذات و مظهر مر ماهيات است . ( ( 1125 ) ) اين برون از آفتاب و از سها * و اندرون از عكس انوار على ن 55 22 - ك 25 19 از عكس انوار : يعنى خيالات كه در عالم مثال مقيدند به اشراق روح مدر كند . ( ( 1126 ) ) نور نور چشم خود نور دل است * نور چشم از نور دلها حاصل است ن 56 1 - ك 25 20 نور چشم از نور دلها حاصل است : نور چشم و وجود همهء قوا كه در تن است از نور روح و وجود او مستمدند و حكم انهار و جداولى را دارند كه از يك چشمه جارى و سارى باشند و در حقيقت همان روح امرى مدرك كليات و جزييات است و به باصره مىگويد : « تبصر بي » و به سامعه مىگويد : « تسمع بي » و همچنين در باقى قواى مدركه و محركه . ( ( 1127 ) ) باز نور نور دل نور خداست * كو ز نور عقل و حس پاك و جداست ن 56 2 - ك 25 20 باز نور نور دل نور خداست : در دعا وارد است كه : يا نُورَ النُّورِ يا نُورَ كُلِّ نُورٍ و شرح داديم سابق
--> ( 1 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 102 .